تبلیغات
خدایا تا مرا مسلح نکردی از ضامن خارج نکن!

خدایا تا مرا مسلح نکردی از ضامن خارج نکن!
ای پاک ترین!تورا چه پاک آوردند/بوی تو از آسمان به خاک آوردند/پیک تو نیامد و پیامت نرسید/دیدم,که *********** از تو یک پلاک آوردند
قالب وبلاگ

خاکهای نمناکی در زاویه چپ حیاط مسجد ریخته شده بود.به دنبال رد خاکها به کتابخانه رسیدم.گودالی وسط کتابخانه بود آرام جلو رفتم؛گودال درست به اندازه قد یک انسان بود.ترس عجیبی سراسر وجودم را فراگرفت.مردی قوی هیکل داخل گودال خم شده بود.کمی سرش را بلند کرد و با صدای بلند گفت:«سلام!خسته نباشی حاجی...»آرام نگاهش را به پشت سرچرخاند:«سلام علیکم و رحمت ا...»
صورتش سرخ به نظر می رسید ّشیرعلی سلطانیّ که بلند شد.گودال مثل یک قبر بود حتی لبه و لحد داشت .گفتم:پناه بر خدا!این برای کیست؟لبخندی زد و با مهربانی پاسخ داد:
«این قبر حقیر فقیر شیر علی سلطانی است»
به داخل قبر نگاه کردم.به نظرم برای قامت رشید حاجی کوچک بود.بهار سال ۱۳۶۱ پیکر خونین شیر علی را به کتابخانه آوردند برای پیکر بی سر حاجی اندازه قبر کافی به نظر می رسید...یک لحظه زمیت و زمان در مقابل چشمانم تیره و تار گشت...او بارها گفته بود:«من شرم دارم که در روز محشر در محضر آقایم ابا عبدا..(ع) سر داشته باشم»


*********************
افسوس نوشت:دوشب پیش که داشتم این مطلب رو  تو حیات  می خوندم با خودم می گفتم این شهید کجا و من کجا....

اجازه ... !

اشک سه حرف ندارد ...

اشک خیلی حرف دارد ...
همین....


[ 5 دی 91 ] [ 10:28 ] [ زینب شمس ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام!من زینب هستم دختر یه از کاروان عشاق جا مانده ی امیدوار.دانشجوی رشته حقوقم و در تکاپوی پیدا کردن راهی به سوی سعادت ابدی و زنده نگه داشتن یاد همه سربازان عاشق.همین!****باعث افتخارمه وخوشحال میشم اگه همراهیم کنید با نقطه نظراتون****(کاش از ما نپرسند بعد از شهدا چه کرده اید ؟
آخر چه دارند بگویند انبوهی از نقطه چین ها!!!؟ )

نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

ابزار مذهبی وبلاگ
*** ****

فالی از جنس نصیحت

***