تبلیغات
خدایا تا مرا مسلح نکردی از ضامن خارج نکن!

خدایا تا مرا مسلح نکردی از ضامن خارج نکن!
ای پاک ترین!تورا چه پاک آوردند/بوی تو از آسمان به خاک آوردند/پیک تو نیامد و پیامت نرسید/دیدم,که *********** از تو یک پلاک آوردند
قالب وبلاگ

سالهاست عکسی از یک شهید را در صفحات مختلف اینترنتی، وبلاگ‌ها، سایت‌ها و حتی بر دیوارهای شهرها می‌بینیم. عکس شهیدی که با لباس بارانی آبی خود و کلاهی که به گفته مادرش او برای فرزندش بافته است، از مظلومیت شهدایمان در دل صحراهای جنوب سخن می‌گوید.
 
به گزارش ایسنا، هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود بدنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیكرش هیچگاه بازنگشت. همرزمان او از نحوه شهادتش بر اثر اصابت مستقیم تیر می‌گویند یادآور می‌شوند كه هادی به همراه تعداد زیادی از شهدا به کنار جاده انتقال داده شد. پارچه سفید به همراه چوبی در کنار او قرار داده شد تا آمبولانس‌ها راحت او را پیدا کنند و به عقب برگردانند. آنها از آن محل دور شدند، آمبولانس‌ها تعدادی از شهدا را به سمت پشت خط آورد ولی خبری از جنازه هادی نبود.

تا به امروز کسی نفهمیده است بر سر پیكر شهید هادی ثنایی‌مقدم چه آمده است؟. عده‌ای می‌گویند احتمال دارد گلوله خمپاره‌ای به کنار پیكرش خورده و او را در زیر خاک پنهان كرده و همین امر باعث شده است كه آمبولانس‌ها او را پیدا نکنند.
 
سال‌ها از این ماجرا گذشت و از هادی تنها یک مزار خالی در شهرمان باقی ماند. در یکی از روزها مادر شهید به زیارت مزار فرزندش به گلزار شهدا می‌رود و پس از دعا و فاتحه از جای خود بلند می‌شود. ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یك عكس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .
 
خانواده‌های شهدای حاضر در گلزار شهدا دور او جمع می‌شوند. کسی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مادر شهید به سمت مسئول نمایشگاه می‌رود و می‌گوید این عکس را از کجا آورده‌اید؟، چه کسی این عکس را گرفته است؟ آنها نمی‌دانستند صاحب این عکس و عکاس آن کیست. اما مادر شهید می‌گوید: این هادی منه... من با دستان خودم این کلاه را برای او بافتم. این هادی منه... .

********

انتخابات نوشت:

ما ز نسل مصطفی و حیدریم
ما بسیـجـی هـای خـطِ رهبریم
گر عیان گردد که فرمان می دهد
هر بسیجی بشنود جـان می دهـد
با ولــی تـجـدیـد بـیـعـت مـی کـنـیـم
باز هــم قــصـد شـهـادت مـی کـنـیــم


********


گیریم که جنگ جملی هست,غمی نیست
یک فتنه بین المللی هست ,غمی نیست
ما تجربه کردیم که در لحظه فتنه
تا رهبر ما سید علی هست,غمی نیست





[ 5 خرداد 92 ] [ 00:36 ] [ زینب شمس ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام!من زینب هستم دختر یه از کاروان عشاق جا مانده ی امیدوار.دانشجوی رشته حقوقم و در تکاپوی پیدا کردن راهی به سوی سعادت ابدی و زنده نگه داشتن یاد همه سربازان عاشق.همین!****باعث افتخارمه وخوشحال میشم اگه همراهیم کنید با نقطه نظراتون****(کاش از ما نپرسند بعد از شهدا چه کرده اید ؟
آخر چه دارند بگویند انبوهی از نقطه چین ها!!!؟ )

نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

ابزار مذهبی وبلاگ
*** ****

فالی از جنس نصیحت

***